پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۸۴ - الطریقه

طریقت ملک سلاک راهست

تو گو مخصوص خاصان اله است

بقطع وادی و طی مراحل

گذشتن از مقامات و منازل

طریقت ترک آمال محال است

قوام حال و تصحیح خیال است

طریقت هر کجا او راست نامی

ز ما تا حق بطی هر مقامی

ره قوس صعودت تا بحضرت

ز گام اولین باشد طریقت

بهر جا هست او را وصف خاصی

بقطع راه و منزل اختصاصی

چو عزم حج کنی بیت‌الحرامت

بود مقصود ز اصل اهتمامت

ز خانه مابقی تا کعبه راهست

چنین هم مقصد سالک اله است

بهر منزل که هست او را کرامات

یکی ترکیست در طی مقامات

بهر اعلا نماید ترک سافل

شود تا بر مقام جمع و اصل

اگر باشد بفهمت استقامت

شناسی اهل ره را زین علامت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۸۶ - الطمسدگر طمس ار که سیرت در علوم است
  2. بخش ۱۸۷ - باب‌الضاء ظاهر الممکناتشنو از ظاهر الممکن که هست آن
  3. بخش ۱۸۸ - الظلمراداز ظل وجودی دان اضافی
  4. بخش ۱۸۹ - ظل الاولدگر دان ظل اول عقل اول
  5. بخش ۱۹۰ - ظل‌الالهبود ظل اله انسان کامل
  6. بخش ۱۹۱ - باب‌العین العالم بفتح اللامچنین گویند ارباب معانی
  7. بخش ۱۹۲ - عوالم الجبروت و المکوت و الملکبود هم عالم جبروت اعلا
  8. بخش ۱۹۳ - العارفز عارف گوش کن گر مرد راهی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.