پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۹۰ - ظل‌الاله

بود ظل اله انسان کامل

کمالات حق او را جمله حاصل

تحقق یافت بی‌نقص دوئیت

جناب او بجمع واحدیت

بود مرات جمع ذات واحد

کمال واحدیت ز او مشاهد

بهر دوری عیان در عالم او بود

بد اریک ور هزاران آدم او بود

همیشه یار ما یکتاست در دهر

نکوتربین که بی‌همتاست درد هر

نه پنداری که جز او آدمی هست

و یا جز ملک عشقش عالمی هست

بیکتائی سخن با راستان کرد

هر آن یکتا شد از وی داستان کرد

جمال خویش در وی ذوالکرم دید

بمرأت ازل حس قدم دید

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۹۲ - عوالم الجبروت و المکوت و الملکبود هم عالم جبروت اعلا
  2. بخش ۱۹۳ - العارفز عارف گوش کن گر مرد راهی
  3. بخش ۱۹۴ - التعرفپس از تحقیق عارف کن توقف
  4. بخش ۱۹۵ - فرقه من المتعرفینیکی اندر لباس عارفانست
  5. بخش ۱۹۶ - و من المتعرفینگروهی باز از اهل تعرف
  6. بخش ۱۹۷ - و من المتعرفینگروهی کاهل علم و اختصاصند
  7. بخش ۱۹۸ - کلام آخرتصوف عجز و فقر و انکسار است
  8. بخش ۱۹۹ - تعرفه ممدوحشنیدی چون تعرفهای مقدوح
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.