پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۹۹ - تعرفه ممدوح

شنیدی چون تعرفهای مقدوح

شنو باز از تعرفهای ممدوح

خود آن نبود با غراض و تملق

بخلق کاملان باشد تخلق

تخلق رفته رفته گردد اخلاق

اگر خود باشد آن مرضی خلاق

بپوشد جامعه عرفان به الفت

نه بر زرق و ریا و کید و کلفت

بیان نیت که گر ناقابلم من

بزی عارفان کاملم من

اگر معیوب تر از کل خلقم

شود پوشیده عیب از حسن دلقم

ازین فکرت دمی آسوده نبود

که دلق او بعیب آلوده نبود

یکی باشد دلیل پاکی دلق

که نارد شکوه خلاق بر خلق

چه او را جمله نیتها بخیر است

عیان خیرات او بر اهل سیر است

ز خیر نیتش در راه توحید

ز حق یابد بقول و فعل تایید

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۰۱ - العالم بکسراللامشنیدی چون ز عارف داستانی
  2. بخش ۲۰۲ - العامهشنو از عامه کاهل اقتصارند
  3. بخش ۲۰۳ - العارالعظیمدگر عار عظیم اندر ضمیرت
  4. بخش ۲۰۴ - العباده و العبودیه والعبودهدگر اندر عبادت کن تعقل
  5. بخش ۲۰۵ - العبادلهعبادله بنزد مرد دانا
  6. بخش ۲۰۶ - العباد الحقیقی و هم مظاهر الاسماءکنون از اولیا گویم که درسر
  7. بخش ۲۰۷ - عبداللهبود عبدالله آنکو اندر او حق
  8. بخش ۲۰۸ - عبدالرحمنخود آن کو عبد رحمن از یقین است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.