پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۹۱ - باب‌العین العالم بفتح اللام

چنین گویند ارباب معانی

که عالم نیست غیر از ظل ثانی

نباشد جز وجود حق باهر

تمام ممکنات اندر مظاهر

چو خورشید وجودش پرده در شد

بصورت‌های ممکن جلوه‌گر شد

ظهورش بالتعین نزد آگاه

مسمی گشت بر اسم سوی الله

ز حیث اعتباری کآن اضافت

بسوی ممکناتست از لطافت

وجودی بهر ممکن نیست الا

بمحض اعتبار و نسبت از ما

وگرنه خود وجود او عین حق است

همه غیب و شهود او عین حق است

بمعدومیت خود کل ممکن

بود ثابت بعلم حق و کائن

حق اندیشان که بر حق راه جویند

مگر آنرا شئون ذات گویند

بود عالم مثال جسم و صورت

درآن حق است هم روح هویت

تعینها وجود واحدی را

که آیانند بود واحدی را

همه احکام اسم ظاهر اوست

ز جلوه باطن بس قاهر اوست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۹۳ - العارفز عارف گوش کن گر مرد راهی
  2. بخش ۱۹۴ - التعرفپس از تحقیق عارف کن توقف
  3. بخش ۱۹۵ - فرقه من المتعرفینیکی اندر لباس عارفانست
  4. بخش ۱۹۶ - و من المتعرفینگروهی باز از اهل تعرف
  5. بخش ۱۹۷ - و من المتعرفینگروهی کاهل علم و اختصاصند
  6. بخش ۱۹۸ - کلام آخرتصوف عجز و فقر و انکسار است
  7. بخش ۱۹۹ - تعرفه ممدوحشنیدی چون تعرفهای مقدوح
  8. بخش ۲۰۰ - عرفانصفی زان شد که بحرش درفشان شد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.