پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۸۸ - الظل

مراداز ظل وجودی دان اضافی

بود وین اتفاقی نی خلافی

بود ظاهر بتعیینات اعیان

دگر احکام آن بی‌کسر و نقصان

خود اعیانند معدومات محضه

باسم نور ظاهر لحظه لحظه

وجود خارجی پیدا شد از نور

که اندر علم بد معدوم و مستور

وجود خارجی خود عین نور است

ظهور ظل بنور اندر ظهور است

از آن رو در نبی فرمود معبود

بکیف مد ظل اشعار ممدود

بود بسط وجود اعنی اضافی

بسوی کل ممکن بی‌منافی

عدم باشد پس آن ظلمت بمشهور

که باشد در ازاء این چنین نور

هر آن ظلمت بهر منظور باشد

مراد از انعدام نور باشد

ز شأن اوست گر باشد مقدر

که از وجهی شود وقتی منور

مثال ظلمت کفر اندر انسان

که معدوم است از وی نور ایمان

ولیکن نور ایمانراست قابل

بدینسلان نور و ظلمتها مقابل

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۹۰ - ظل‌الالهبود ظل اله انسان کامل
  2. بخش ۱۹۱ - باب‌العین العالم بفتح اللامچنین گویند ارباب معانی
  3. بخش ۱۹۲ - عوالم الجبروت و المکوت و الملکبود هم عالم جبروت اعلا
  4. بخش ۱۹۳ - العارفز عارف گوش کن گر مرد راهی
  5. بخش ۱۹۴ - التعرفپس از تحقیق عارف کن توقف
  6. بخش ۱۹۵ - فرقه من المتعرفینیکی اندر لباس عارفانست
  7. بخش ۱۹۶ - و من المتعرفینگروهی باز از اهل تعرف
  8. بخش ۱۹۷ - و من المتعرفینگروهی کاهل علم و اختصاصند
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.