پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی

عبید زاکانی

غزلیات

۱۰۶ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۱ باز ترک عهد و پیمان کرده بود
  2. غزل شمارهٔ ۶۲ از دم جان‌بخش نی دل را صفایی می‌رسد
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ دل همان به که گرفتار هوائی باشد
  4. غزل شمارهٔ ۶۴ دوش عقلم هوس وصل تو شیدا می‌کرد
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ دوش سلطان خیالش باز غوغا کرده بود
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ جوق قلندرانیم در ما ریا نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ میپزد باز سرم بیهده سودای دگر
  8. غزل شمارهٔ ۶۸ مرا دلیست گرفتار خطهٔ شیراز
  9. غزل شمارهٔ ۶۹ چمن دل بردن آیین میکند باز
  10. غزل شمارهٔ ۷۰ با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز
  11. غزل شمارهٔ ۷۱ قصهٔ درد دل و غصهٔ شب‌های دراز
  12. غزل شمارهٔ ۷۲ بی‌یار، دل شکسته و دور از دیار خویش
  13. غزل شمارهٔ ۷۳ در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوش
  14. غزل شمارهٔ ۷۴ وصل جانان باشدم جان گو مباش
  15. غزل شمارهٔ ۷۵ نه بر هر خان و خاقان می‌برم رشک
  16. غزل شمارهٔ ۷۶ ای تُرک! چشم مستت بیمار خانهٔ دل
  17. غزل شمارهٔ ۷۷ گوئی آن یار که هر دو ز غمش خسته‌تریم
  18. غزل شمارهٔ ۷۸ حال خود بس تباه می‌بینم
  19. غزل شمارهٔ ۷۹ ما سریر سلطنت در بینوائی یافتیم
  20. غزل شمارهٔ ۸۰ یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
  21. غزل شمارهٔ ۸۱ منم اسیر و پریشان ز یار خود محروم
  22. غزل شمارهٔ ۸۲ باز در میکده سر حلقهٔ رندان شده‌ام
  23. غزل شمارهٔ ۸۳ قصد آن زلفین سرکش کرده‌ام
  24. غزل شمارهٔ ۸۴ هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم
  25. غزل شمارهٔ ۸۵ از حد گذشت درد و به درمان نمی‌رسیم
  26. غزل شمارهٔ ۸۶ ما که رندان کیسه پردازیم
  27. غزل شمارهٔ ۸۷ ما گدایان بعد از این از کار و بار آسوده‌ایم
  28. غزل شمارهٔ ۸۸ رفتم از خطهٔ شیراز و به جان در خطرم
  29. غزل شمارهٔ ۸۹ بیش از این بد عهد و پیمانی مکن
  30. غزل شمارهٔ ۹۰ دلا باز آشفته کاری مکن
  31. غزل شمارهٔ ۹۱ در خود نمی‌بینم که من بی او توانم ساختن
  32. غزل شمارهٔ ۹۲ منگر به حدیث خرقه‌پوشان
  33. غزل شمارهٔ ۹۳ خدایا تو ما را صفائی بده
  34. غزل شمارهٔ ۹۴ ای عاشقان رویت بر مهر دل نهاده
  35. غزل شمارهٔ ۹۵ باز فکند در چمن، بلبل مست غلغله
  36. غزل شمارهٔ ۹۶ مرا دلیست ره عافیت رها کرده
  37. غزل شمارهٔ ۹۷ مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه
  38. غزل شمارهٔ ۹۸ بدین صفت سر و چشمی و قد و بالایی
  39. غزل شمارهٔ ۹۹ خوش بود گر تو یار ما باشی
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰ افتاده بازم در سر هوائی
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۱ زهی لعل لبت درج لئالی
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۲ دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۳ زلفت به پریشانی، دل برد به پیشانی
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۴ عزم کجا کرده‌ای باز که برخاستی
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۵ گر آن مه را وفا بودی چه بودی
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶ خم ابروی او در جانفزائی

متن اشعار به نقل از گنجور.