پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

ما که رندان کیسه پردازیم

کشتهٔ شاهدان شیرازیم

یار دردی کشان شنگولیم

همدم جمریان طنازیم

شکر ایزد که ما نه صرافیم

منت حق که ما نه بزازیم

واله دلبر شکر دهنیم

عاشق مطرب خوش آوازیم

همه با عود و چنگ هم دهنیم

همه با جام و باده دمسازیم

از جفاهای چرخ نگریزیم

وز بلاها سپر نیندازیم

همه در دزدی و سیه کاری

روز و شب با عبید انبازیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸رفتم از خطهٔ شیراز و به جان در خطرم
  2. غزل شمارهٔ ۸۹بیش از این بد عهد و پیمانی مکن
  3. غزل شمارهٔ ۹۰دلا باز آشفته کاری مکن
  4. غزل شمارهٔ ۹۱در خود نمی‌بینم که من بی او توانم ساختن
  5. غزل شمارهٔ ۹۲منگر به حدیث خرقه‌پوشان
  6. غزل شمارهٔ ۹۳خدایا تو ما را صفائی بده
  7. غزل شمارهٔ ۹۴ای عاشقان رویت بر مهر دل نهاده
  8. غزل شمارهٔ ۹۵باز فکند در چمن، بلبل مست غلغله
همه‌ی غزلیات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.