پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ چون بهر خرامیدن بارم ز زمین خیزد
  2. شمارهٔ ۴۸۲ دولت نه به زور است و به زاری چه توان کرد
  3. شمارهٔ ۴۸۳ حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کرد
  4. شمارهٔ ۴۸۴ تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
  5. شمارهٔ ۴۸۵ زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد
  6. شمارهٔ ۴۸۶ یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
  7. شمارهٔ ۴۸۷ عشاق حیات از لب خندان تو یابند
  8. شمارهٔ ۴۸۸ شب دلشدگان دیده بیدار نبندند
  9. شمارهٔ ۴۸۹ صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند
  10. شمارهٔ ۴۹۰ من بنده آن روی که دیدن نگذارند
  11. شمارهٔ ۴۹۱ ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند
  12. شمارهٔ ۴۹۲ ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید
  13. شمارهٔ ۴۹۳ هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند
  14. شمارهٔ ۴۹۴ باد آمد و بویی زنگارم نرسانید
  15. شمارهٔ ۴۹۵ بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
  16. شمارهٔ ۴۹۶ باد آمد و زان سرو خرامان خبر آورد
  17. شمارهٔ ۴۹۷ یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود
  18. شمارهٔ ۴۹۸ ای هم نفسان، یک نفسم باز گذارید
  19. شمارهٔ ۴۹۹ دل رفت به سوی تو، همان سوی که شد ماند
  20. شمارهٔ ۵۰۰ ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
  21. شمارهٔ ۵۰۱ عاقل ندهد عاشق دل سوخته را پند
  22. شمارهٔ ۵۰۲ روزی مگر این بسته در ما بگشایند
  23. شمارهٔ ۵۰۳ آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
  24. شمارهٔ ۵۰۴ هر سر که به سودای تو از پای در آمد
  25. شمارهٔ ۵۰۵ ترسم که از اطراف جهان دود برآید
  26. شمارهٔ ۵۰۶ گر بار دگر ماه من از بام برآید
  27. شمارهٔ ۵۰۷ سروی چو تو در خلخ و نوشاد نباشد
  28. شمارهٔ ۵۰۸ یک روز به عمری ز منت یاد نیاید
  29. شمارهٔ ۵۰۹ بر آب رخت یک گل سیراب نیاید
  30. شمارهٔ ۵۱۰ روزی اگر آن ماه به مهمان من آید
  31. شمارهٔ ۵۱۱ گر چشم من از صورت تو دور نباشد
  32. شمارهٔ ۵۱۲ سروی چو تو در اچه و در تته نباشد
  33. شمارهٔ ۵۱۳ بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد
  34. شمارهٔ ۵۱۴ دل بسته بالای یکی تنگ قبا شد
  35. شمارهٔ ۵۱۵ تا جان مرا از لب لعل تو خبر شد
  36. شمارهٔ ۵۱۶ آباد نشد دل که خراب پسران شد
  37. شمارهٔ ۵۱۷ آن کودک نورسته که سیمین بدنی شد
  38. شمارهٔ ۵۱۸ ما را غم آن شوخ، اگر بنده نسازد
  39. شمارهٔ ۵۱۹ جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازد
  40. شمارهٔ ۵۲۰ جان تشنگی از شربت عناب تو دارد
  41. شمارهٔ ۵۲۱ دیوانه دلم زلف پریشان که دارد
  42. شمارهٔ ۵۲۲ رویی که تو داری گل سیراب ندارد
  43. شمارهٔ ۵۲۳ دل نیست که در وی غم دلدار نگنجد
  44. شمارهٔ ۵۲۴ چون مرغ سحر از غم گلزار بنالد
  45. شمارهٔ ۵۲۵ یارم چو به خنده شکر بسته گشاید
  46. شمارهٔ ۵۲۶ جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد
  47. شمارهٔ ۵۲۷ آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
  48. شمارهٔ ۵۲۸ من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
  49. شمارهٔ ۵۲۹ هر کس که تقرب ز وصال تو نجوید
  50. شمارهٔ ۵۳۰ کجا بودی، بگو، ای سرو آزاد؟
  51. شمارهٔ ۵۳۱ ندانم تا ترا در دل چه افتاد؟
  52. شمارهٔ ۵۳۲ برفت آن دل که با صبر آشنا بود
  53. شمارهٔ ۵۳۳ مرا با تو که شب بیداریی بود
  54. شمارهٔ ۵۳۴ شکر پیش لبت شیرین نگویند
  55. شمارهٔ ۵۳۵ سخن پیش رخش زیبا مگویید
  56. شمارهٔ ۵۳۶ رخ آن شوخ پنهانی ببینید
  57. شمارهٔ ۵۳۷ لب از تو وز شکر پیمانه ای چند
  58. شمارهٔ ۵۳۸ ز اهل عقل نپسندد خردمند
  59. شمارهٔ ۵۳۹ مرا تا با تو افتاده ست پیوند
  60. شمارهٔ ۵۴۰ از آن اهل نظر در غم اسیرند

متن اشعار به نقل از گنجور.