پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۸

یک روز به عمری ز منت یاد نیاید

یک شب رهی از کوی غمت شاد نیاید

از بوی توام سوخته شد، وه دلم آخر

کمتر شود این شعله، اگر باد نیاید

یارب که می خوشدلیت باد گوارا

هر چند که از مات گهی یاد نیاید

فرداش مخوانید به بالینگه من، زانک

شیرین به سر تربت فرهاد نیاید

جانم که به ویرانه غم ماند مخوانید

کاین باغ خرابه ست، ورا باد نیاید

دشوار نباشد دگرم بندگی دل

آزاد کس از جان خود آزاد نیاید

نوروز در آید ز برای همه مرغان

بلبل ز پی رفتن صیاد نیاید

دیوانه بگردم من ازین کوی به آن کوی

دیوانه وش آن ترک پریزاد نیاید

خسرو چو کند ناله چو فرهاد، شبی نیست

کز ناله او کوه به فریاد نیاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۰روزی اگر آن ماه به مهمان من آید
  2. شمارهٔ ۵۱۱گر چشم من از صورت تو دور نباشد
  3. شمارهٔ ۵۱۲سروی چو تو در اچه و در تته نباشد
  4. شمارهٔ ۵۱۳بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد
  5. شمارهٔ ۵۱۴دل بسته بالای یکی تنگ قبا شد
  6. شمارهٔ ۵۱۵تا جان مرا از لب لعل تو خبر شد
  7. شمارهٔ ۵۱۶آباد نشد دل که خراب پسران شد
  8. شمارهٔ ۵۱۷آن کودک نورسته که سیمین بدنی شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.