پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۲

سروی چو تو در اچه و در تته نباشد

گل مثل رخ خوب تو البته نباشد

دوزیم قبا بهر قدت از گل سوری

تا خلعت زیبای تو از لته نباشد

این شکل و شمایل که تو کافر بچه داری

در چین و ختا و ختن و خته نباشد

بدخواه ترا در دو جهان روی سیه باد

در دیده خصم تو به جز مته نباشد

در جنت و فردوس کسی را نگذارند

تا داغ غلامی تواش پته نباشد

سلطانی مسکین نکند میل به جنت

در صحن بهشت ار طبق بته نباشد

از پشت رقیب تو کشم تسمه چندین

تا گنجفه اسب تو از پته نباشد

چون موی شد از فکر میانت تن خسرو

تا همچو رقیبت خنک و کته نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۴دل بسته بالای یکی تنگ قبا شد
  2. شمارهٔ ۵۱۵تا جان مرا از لب لعل تو خبر شد
  3. شمارهٔ ۵۱۶آباد نشد دل که خراب پسران شد
  4. شمارهٔ ۵۱۷آن کودک نورسته که سیمین بدنی شد
  5. شمارهٔ ۵۱۸ما را غم آن شوخ، اگر بنده نسازد
  6. شمارهٔ ۵۱۹جانا، اگرم درد تو دیوانه نسازد
  7. شمارهٔ ۵۲۰جان تشنگی از شربت عناب تو دارد
  8. شمارهٔ ۵۲۱دیوانه دلم زلف پریشان که دارد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.