پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۴

تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد

بیچاره دلم را هدف تیر بلا کرد

در خواب نبیند رخ آرام دگر بار

هر دل که طمع در طلب وصل شما کرد

چون نیست دلم را ز غمت روی رهایی

دل مصلحت خویش به روی تو رها کرد

چندین چه کنی جور و جفا بر من مسکین؟

با یار وفادار کسی جور و جفا کرد؟

هرگز به جهان نیک ندیده ست و نبیند

آن کس که مرا دور چنین از تو جدا کرد

دیروز چو من شکر وصال تو نگفتم

امروز مرا سوز فراق تو سزا کرد

با جان و دل خسرو بیچاره و مسکین

هجران تو، ای دوست، چه گویم که چها کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۶یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
  2. شمارهٔ ۴۸۷عشاق حیات از لب خندان تو یابند
  3. شمارهٔ ۴۸۸شب دلشدگان دیده بیدار نبندند
  4. شمارهٔ ۴۸۹صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند
  5. شمارهٔ ۴۹۰من بنده آن روی که دیدن نگذارند
  6. شمارهٔ ۴۹۱ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند
  7. شمارهٔ ۴۹۲ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید
  8. شمارهٔ ۴۹۳هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.