پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۱

ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند

در سلسله لیلی و مجنون شده ای چند

خوردیم بسی خون دل از تو، تو هم آخر

یک می بخور از دست جگر خون شده ای چند

چون حال دگرگون شده زاندوه تو ما را

تو روی مگردان ز دگرگون شده ای چند

ای مرغ، چه خوانی سوی باغ، از خسک هجر؟

بگذار درین بادیه بیرون شده ای چند

در عشق فدا شد دل و جان و تن خسرو

اینک نگر از بخت همایون شده ای چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۳هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند
  2. شمارهٔ ۴۹۴باد آمد و بویی زنگارم نرسانید
  3. شمارهٔ ۴۹۵بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
  4. شمارهٔ ۴۹۶باد آمد و زان سرو خرامان خبر آورد
  5. شمارهٔ ۴۹۷یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود
  6. شمارهٔ ۴۹۸ای هم نفسان، یک نفسم باز گذارید
  7. شمارهٔ ۴۹۹دل رفت به سوی تو، همان سوی که شد ماند
  8. شمارهٔ ۵۰۰ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.