پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۸

ای هم نفسان، یک نفسم باز گذارید

دست از من دیوانه سرگشته بدارید

بی نام ونشانم به خرابات ببخشید

بیگانه ز خویشم، بر خویشم بگذارید

یا معتکفم بر سر سجاده نشانید

یا مست و خرابم به در میکده آرید

گر زانکه صلاح از من آشفته بجویند

در خانه کنید و در خمار برآرید

دست من و دامان شما جمله رقیبان

گر دامن معشوق به دستم بسپارید

در عشق علم گردم و در مذهب عشاق

منصور شوم، گر به سر دار برآرید

وقت است، اگر خسرو مسکین گدا را

از خیل گدایان در خویش شمارید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۰ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
  2. شمارهٔ ۵۰۱عاقل ندهد عاشق دل سوخته را پند
  3. شمارهٔ ۵۰۲روزی مگر این بسته در ما بگشایند
  4. شمارهٔ ۵۰۳آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
  5. شمارهٔ ۵۰۴هر سر که به سودای تو از پای در آمد
  6. شمارهٔ ۵۰۵ترسم که از اطراف جهان دود برآید
  7. شمارهٔ ۵۰۶گر بار دگر ماه من از بام برآید
  8. شمارهٔ ۵۰۷سروی چو تو در خلخ و نوشاد نباشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.