پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۲

روزی مگر این بسته در ما بگشایند

وز لطف من گشمده را راه نمایند

گر خلق جهان حال من خسته بدانند

از عین تحیر سرانگشت بخایند

عمری ست که از جور فلک با غم و دردم

زین بیش مگر درد به دردم بیفزایند

تا کی در بخت من بیچاره ببندند

وقتی ست که از روی ترحم بگشایند

زنهار که دل در فلک و دهر نبندی

کایشان ز جهان یکسره بی مهر و وفایند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۴هر سر که به سودای تو از پای در آمد
  2. شمارهٔ ۵۰۵ترسم که از اطراف جهان دود برآید
  3. شمارهٔ ۵۰۶گر بار دگر ماه من از بام برآید
  4. شمارهٔ ۵۰۷سروی چو تو در خلخ و نوشاد نباشد
  5. شمارهٔ ۵۰۸یک روز به عمری ز منت یاد نیاید
  6. شمارهٔ ۵۰۹بر آب رخت یک گل سیراب نیاید
  7. شمارهٔ ۵۱۰روزی اگر آن ماه به مهمان من آید
  8. شمارهٔ ۵۱۱گر چشم من از صورت تو دور نباشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.