پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳

آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد

وان بخت که پیش آمده بد، بیش تر آمد

شادی همه غم بود ز بر نامدن کار

آن غم همه شادی شد و آن کار برآمد

بر لاله گلبرگ دماغم رسد امروز

کز زلف توام بوی نسیم سحر آمد

آیینه جان روی نما می کشمت پیش

کایینه رخسار توام در نظر آمد

شیرینی لعلت نرود از بن دندان

کز لعل توام در بن دندان شکر آمد

در مردم من مردمک دیده نگنجد

اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد

در پای تو خسرو چه کند، گر نکند جان

اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۵ترسم که از اطراف جهان دود برآید
  2. شمارهٔ ۵۰۶گر بار دگر ماه من از بام برآید
  3. شمارهٔ ۵۰۷سروی چو تو در خلخ و نوشاد نباشد
  4. شمارهٔ ۵۰۸یک روز به عمری ز منت یاد نیاید
  5. شمارهٔ ۵۰۹بر آب رخت یک گل سیراب نیاید
  6. شمارهٔ ۵۱۰روزی اگر آن ماه به مهمان من آید
  7. شمارهٔ ۵۱۱گر چشم من از صورت تو دور نباشد
  8. شمارهٔ ۵۱۲سروی چو تو در اچه و در تته نباشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.