پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۷

یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود

بر عاشق مسکین که رخ از خون تر آلود

یک شب ز برای دل من محرم من باش

بشنو ز دلم چند حدیث جگر آلود

مانا که بپرسی ز دل من که چه کردی؟

در کوی تو کز خون همه دیوار و در آلود

جانها که گرفتار لبت گشت چه دانی؟

پرواز مجو از مگسان شکر آلود

عاشق که بمیرد ز رخ زرد چه خیزد؟

عشق است دروغش که مسی را به زر آلود

نزل غم تو باد حرامم به فراغت

گر چشم دلم هیچ گه از خواب و خور آلود

آسوده به خاک درت، اینک سر خسرو

زان صندل راحت که برین درد سر آلود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۹دل رفت به سوی تو، همان سوی که شد ماند
  2. شمارهٔ ۵۰۰ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
  3. شمارهٔ ۵۰۱عاقل ندهد عاشق دل سوخته را پند
  4. شمارهٔ ۵۰۲روزی مگر این بسته در ما بگشایند
  5. شمارهٔ ۵۰۳آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
  6. شمارهٔ ۵۰۴هر سر که به سودای تو از پای در آمد
  7. شمارهٔ ۵۰۵ترسم که از اطراف جهان دود برآید
  8. شمارهٔ ۵۰۶گر بار دگر ماه من از بام برآید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.