پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۷

عشاق حیات از لب خندان تو یابند

خوبان عمل فتنه ز دیوان تو یابند

ببینم مه از جیب سپهر و نکشد دل

کان مه که برد دل ز گریبان تو یابند

شاید که به شکرانه دهندت سر دیگر

آنان که سر خویش به چوگان تو یابند

ای بخت کسانی که به رغم من محروم

بوسیدن پای سگ دربان تو یابند

فردای قیامت که به انصاف رسد خلق

زنگار گرفته همه پیکان تو یابند

گر خاک وجودم، ز پس مرگ ببیزند

بس دست تظلم که به دامان تو یابند

هر جا که گریزد دل سودازده من

بازش به سر زلف پریشان تو یابند

عشق از کشدم، منت هجران تو بر من

کاین مرتبه از دولت هجران تو یابند

بر سوختگان کم ز یکی خنده که باری

داد جگر خود ز نمکدان تو یابند

در یوزه جان می کند از لعل تو خسرو

کان چاشنی از چشمه حیوان تو یابند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۹صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند
  2. شمارهٔ ۴۹۰من بنده آن روی که دیدن نگذارند
  3. شمارهٔ ۴۹۱ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند
  4. شمارهٔ ۴۹۲ای کز رخ تو دیده، همه جان و جهان دید
  5. شمارهٔ ۴۹۳هندوی مرا کشتن ترکانه ببیند
  6. شمارهٔ ۴۹۴باد آمد و بویی زنگارم نرسانید
  7. شمارهٔ ۴۹۵بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
  8. شمارهٔ ۴۹۶باد آمد و زان سرو خرامان خبر آورد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.