پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۶

رخ آن شوخ پنهانی ببینید

کمال صنع یزدانی ببینید

در آن شکل و در آن چشم و در آن رو

همه عالم به حیرانی ببینید

دلم برد و چو گفتم، کافری کرد

مسلمانان مسلمانی ببینید

زنخ را تا بپوشیده ست از خط

در آن چه حال زندانی ببینید

من بیچاره را کشته ست خوش خوش

همی خندد پشیمانی ببینید

ببینید آشکارا رویش، آن ماه

دلم را داغ پنهانی ببینید

چه داریدم ز عشق، ای دوستان، باز

رخ آن دشمن جانی ببینید

مرا از ناله وز آه دم سرد

ز دل تا سینه ویرانی ببینید

همی جوید وفا از خوبرویان

دلم را حد نادانی ببینید

رخ خسرو غبار آلوده می دید

بر آن در نقش پیشانی بینید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۸ز اهل عقل نپسندد خردمند
  2. شمارهٔ ۵۳۹مرا تا با تو افتاده ست پیوند
  3. شمارهٔ ۵۴۰از آن اهل نظر در غم اسیرند
  4. شمارهٔ ۵۴۱لبت را جان توان خواندن، ولیکن
  5. شمارهٔ ۵۴۲چو نقش صورتش در آب و گل ماند
  6. شمارهٔ ۵۴۳به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  7. شمارهٔ ۵۴۴دلم زینسان که زار و مبتلا شد
  8. شمارهٔ ۵۴۵چو ماه روزه از اوج سما شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.