پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۰

از آن اهل نظر در غم اسیرند

که منظوران بغایت بی نظیرند

دیت از خوبرویان جست باید

به هر جایی که مشتاقان بمیرند

نیایند اهل دل در چشم خوبان

که اینان تنگ چشم، آنان حقیرند

کسان کز دست دل خونی نخورند

اگر پیرند هم طفل به شیرند

زهی عمر دراز عاشقان، گر

شب هجران حساب عمر گیرند

به دیداری که بنمایدم از دور

پذیرفتم به جان، گر جان پذیرند

درون دیده شانم نیکوان را

اگر چه راست در بالا چو تیرند

به دردت مردمان چشم خسرو

در آب دیده مرغ آبگیرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۲چو نقش صورتش در آب و گل ماند
  2. شمارهٔ ۵۴۳به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  3. شمارهٔ ۵۴۴دلم زینسان که زار و مبتلا شد
  4. شمارهٔ ۵۴۵چو ماه روزه از اوج سما شد
  5. شمارهٔ ۵۴۶به ملک فتنه تا زلفش علم شد
  6. شمارهٔ ۵۴۷دل عاشق چرا شیدا نباشد
  7. شمارهٔ ۵۴۸دل ما را شکیب از جان نباشد
  8. شمارهٔ ۵۴۹وفا در نیکوان چندان نباشد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.