پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۶

به ملک فتنه تا زلفش علم شد

ز جانها عارض او را حشم شد

فرشته گر گناهی می نوشتی

رخت چون دید مرفوع القلم شد

ز خاموشی بخواهی کشت ما را

دو لعلت بهر جان ما بهم شد

نشین یکدم که یابد نیم عمری

گرفتاری که عمر او دو دم شد

نمی دیدی به من، ار ننگ دیدی

مرنج ار زین قدر قدر تو کم شد

کسی بدروزی خسرو شناسد

که او درمانده شبهای غم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۸دل ما را شکیب از جان نباشد
  2. شمارهٔ ۵۴۹وفا در نیکوان چندان نباشد
  3. شمارهٔ ۵۵۰کسی کز عاشقی بیزار باشد
  4. شمارهٔ ۵۵۱بتا، مانند تو مهوش نباشد
  5. شمارهٔ ۵۵۲چمن را رنگ و بو چندین نباشد
  6. شمارهٔ ۵۵۳دلی دارم که جز جانان نخواهد
  7. شمارهٔ ۵۵۴دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  8. شمارهٔ ۵۵۵از آن سنبل که گل سر بار دارد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.