پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۲

چمن را رنگ و بو چندین نباشد

چمن را جعد مشک آگین نباشد

لبت را جان نخواهم حاش الله

که جان هرگز چنین شیرین نباشد

به زیبایی رخت را مه نگویم

که مه را مشتری چندین نباشد

جمال خوب کی باشد پری را؟

که شب با روز هم بالین نباشد

ترا هرگز خود، ای بد عهد و بد مهر

غم حال من مسکین نباشد

مسلمانان من آن بت می پرستم

که در بت خانه های چین نباشد

شما دین از من بیدل مجویید

که هرگز بیدلان را دین نباشد

مرا گویید در هجران، مخور غم

کسی بی دوست چون غمگین نباشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۴دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  2. شمارهٔ ۵۵۵از آن سنبل که گل سر بار دارد
  3. شمارهٔ ۵۵۶سوار من که ره در سینه دارد
  4. شمارهٔ ۵۵۷فلک با کس دل یکتا ندارد
  5. شمارهٔ ۵۵۸بتی کز دیدنش جان مست گردد
  6. شمارهٔ ۵۵۹جفا کن بو که این دل بازگردد
  7. شمارهٔ ۵۶۰زهر تن چشم او جان را بدزدد
  8. شمارهٔ ۵۶۱زمانه چون تو دلجویی ندارد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.