پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۹

وفا در نیکوان چندان نباشد

ترا خود هیچ بویی زان نباشد

مرا گویید منگر در جوانان

که خوبی جز بلای جان نباشد

نظر در روی تو خود کرده ام من

بلی، خود کرده را درمان نباشد

دلم بر بت پرستی خو گرفته ست

مسلمان بودنم امکان نباشد

مرا بهر تو کافر می کند خلق

خود اهل عشق را ایمان نباشد

مرو از سینه بیرون، اگر چه دانم

که یوسف را سر زندان نباشد

ز هجران سوخت خسرو، وه که در عشق

چه نیکو باشد، ار هجران نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۱بتا، مانند تو مهوش نباشد
  2. شمارهٔ ۵۵۲چمن را رنگ و بو چندین نباشد
  3. شمارهٔ ۵۵۳دلی دارم که جز جانان نخواهد
  4. شمارهٔ ۵۵۴دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  5. شمارهٔ ۵۵۵از آن سنبل که گل سر بار دارد
  6. شمارهٔ ۵۵۶سوار من که ره در سینه دارد
  7. شمارهٔ ۵۵۷فلک با کس دل یکتا ندارد
  8. شمارهٔ ۵۵۸بتی کز دیدنش جان مست گردد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.