پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۵

سخن پیش رخش زیبا مگویید

حدیث لاله خود آنجا مگویید

همی گویند کان یکتا چه نیکوست؟

در او شرحی ست کان یکتا مگویید

من از غم گر بمیرم، خود کسان را

بگویید این خبر، او را مگویید

پیامی بشنوید از من، ولیکن

نباشد یار تا تنها، مگویید

من از تیغ کرشمه کشته گشتم

کشنده حاضر است، اما مگویید

دهن نزدیک رخسارش میارید

سخن در گوش آن از ما مگویید

بگوییدش غم و رنج من و دل

و لیکن از زبان ما مگویید

چه باشد ابر پیش چشم خسرو

به بازی قطره را دریا مگویید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۷لب از تو وز شکر پیمانه ای چند
  2. شمارهٔ ۵۳۸ز اهل عقل نپسندد خردمند
  3. شمارهٔ ۵۳۹مرا تا با تو افتاده ست پیوند
  4. شمارهٔ ۵۴۰از آن اهل نظر در غم اسیرند
  5. شمارهٔ ۵۴۱لبت را جان توان خواندن، ولیکن
  6. شمارهٔ ۵۴۲چو نقش صورتش در آب و گل ماند
  7. شمارهٔ ۵۴۳به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  8. شمارهٔ ۵۴۴دلم زینسان که زار و مبتلا شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.