پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۴

شکر پیش لبت شیرین نگویند

رخت را لاله و نسرین نگویند

ز دیده می کنم شکر خیالت

اگر چه ظلم را تحسین نگویند

من از تو گشته گشتم وای و صد وای

گرت حال من مسکین نگویند

دل گم گشته، گر یابم نشانش

دران گیسوی چین در چین نگویند

دلا، گر جان ستد، خواهش مکن، زانک

به تأخیری سخن چندین نگویند

چنانش لطفها کرده ست زنهار

که با آن کافر بی دین نگویند

کند خلقی دعای صبر و عاشق

ز کین عاشقان آمین نگویند

بر او من عاشقم، ور پرسد آن ماه

همه چیزش بگویند، این نگویند

کسان کاین قصه خسرو شنیدند

حدیث خسرو و شیرین نگویند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۶رخ آن شوخ پنهانی ببینید
  2. شمارهٔ ۵۳۷لب از تو وز شکر پیمانه ای چند
  3. شمارهٔ ۵۳۸ز اهل عقل نپسندد خردمند
  4. شمارهٔ ۵۳۹مرا تا با تو افتاده ست پیوند
  5. شمارهٔ ۵۴۰از آن اهل نظر در غم اسیرند
  6. شمارهٔ ۵۴۱لبت را جان توان خواندن، ولیکن
  7. شمارهٔ ۵۴۲چو نقش صورتش در آب و گل ماند
  8. شمارهٔ ۵۴۳به هر درد و غمی دل مبتلا شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.