پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳

دل نیست که در وی غم دلدار نگنجد

سندان بود آن دل که در او یار نگنجد

در دل چو بود عشق، نگنجد خرد و عقل

در مجلس خاص ملک اغیار نگنجد

آن را سخن عشق رسد کو به دل از دوست

صد تیر بلا گنجد و آزار نگنجد

جانا، به دل تنگ من اندوه تو بسیار

در گنجد و صبر اندک و بسیار نگنجد

گفتی که غم دیده و دل خور، مگری زار

خویشی دل و دیده درین کار نگنجد

گر حسن فروشی به دگر جلوه برون آی

تا در همه بازار خریدار نگنجد

خواهیم که نقلی ز دهان تو بخواهیم

بیهوده چه گوییم، چو گفتار نگنجد

دیوار و درت در دل من خانه گرفتند

هر چند که در دل در و دیوار نگنجد

کوشد که رهد خسرو بیدل ز غمت، لیک

با حکم قضا حیله و هنجار نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۵یارم چو به خنده شکر بسته گشاید
  2. شمارهٔ ۵۲۶جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد
  3. شمارهٔ ۵۲۷آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
  4. شمارهٔ ۵۲۸من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
  5. شمارهٔ ۵۲۹هر کس که تقرب ز وصال تو نجوید
  6. شمارهٔ ۵۳۰کجا بودی، بگو، ای سرو آزاد؟
  7. شمارهٔ ۵۳۱ندانم تا ترا در دل چه افتاد؟
  8. شمارهٔ ۵۳۲برفت آن دل که با صبر آشنا بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.