پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۲

رویی که تو داری گل سیراب ندارد

شیرینی لعلت شکر ناب ندارد

قدی که تو داری نبود سرو روان را

چون زلف تو چین سنبل پر تاب ندارد

در خواب توان دید خیال رخ خوبت

اما چه کنم، دیده من خواب ندارد

زان لحظه که زاهد خم ابروی ترا دید

پروای نماز و سر محراب ندارد

خسرو به خیال خطّ و لعل تو شب و روز

جز فکرِ لبِ کِشت و می ناب ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۴چون مرغ سحر از غم گلزار بنالد
  2. شمارهٔ ۵۲۵یارم چو به خنده شکر بسته گشاید
  3. شمارهٔ ۵۲۶جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد
  4. شمارهٔ ۵۲۷آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
  5. شمارهٔ ۵۲۸من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
  6. شمارهٔ ۵۲۹هر کس که تقرب ز وصال تو نجوید
  7. شمارهٔ ۵۳۰کجا بودی، بگو، ای سرو آزاد؟
  8. شمارهٔ ۵۳۱ندانم تا ترا در دل چه افتاد؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.