پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۶

جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد

کز هر طرفی در جگری چاک نیفتد

در عرصه بستان جهان، سرو قباپوش

خیزد بسی، اما چو تو چالاک نیفتد

گر در ته پای تو نخواهد که کند فرش

نور مه و خورشید بر افلاک نیفتد

خون ریز ز عشاق و فگن لعل بساطی

تا سایه بالای تو بر خاک نیفتد

هر بار میا پیش من خسته بیدل

تا این دل بدبخت به تاباک نیفتد

خواهم که ز سر خیزم و در پای تو افتم

جان باز چو من عاشق بی باک نیفتد

ای شوخ، مکن لاغ که خوش کرد ترا عشق

شعله ز پی لاغ به خاشاک نیفتد

رحمت مکن، ار گریه کند عاشق بد چشم

کز دیده ناپاک در پاک نیفتد

خوش می گذری بی خبر از گریه خسرو

هشدار کت آه دل غمناک نیفتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۸من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
  2. شمارهٔ ۵۲۹هر کس که تقرب ز وصال تو نجوید
  3. شمارهٔ ۵۳۰کجا بودی، بگو، ای سرو آزاد؟
  4. شمارهٔ ۵۳۱ندانم تا ترا در دل چه افتاد؟
  5. شمارهٔ ۵۳۲برفت آن دل که با صبر آشنا بود
  6. شمارهٔ ۵۳۳مرا با تو که شب بیداریی بود
  7. شمارهٔ ۵۳۴شکر پیش لبت شیرین نگویند
  8. شمارهٔ ۵۳۵سخن پیش رخش زیبا مگویید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.