پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

چون بهر خرامیدن بارم ز زمین خیزد

بس دشنه که یاران را اندر دل و دین خیزد

سر و قد نوخیزش بنشست مرا در دل

نه دل که به جان شیند سروی که چنین خیزد

شبها که کنم ناله بر یاد قدش، از من

قامت شنود مؤذن چون بانگ پسین خیزد

گویی که صبا دل را برداشت ز جای خود

چون در تگ اسپ خود آن ماه ز زین خیزد

بس کز حسد چشمش بیمار شود نرگس

از شاخ عصا سازد، آنگه ز زمین خیزد

گر تیغ کشد بر من، من سر نکشم از وی

کز من همه مهر آید، وز وی همه کین خیزد

ترسان گذرم سویش کز گوشه چشم او

با تیر و کمان ناگه ترکی ز کمین خیزد

من سوخته عشقم، تو دم دمیم ای دل

این سوخته را آتش آخر هم ازین خیزد

گر لعل لبش یابد زان گونه گزد خسرو

کز کار بر آن خاتم صد نقش نگین خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کرد
  2. شمارهٔ ۴۸۴تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
  3. شمارهٔ ۴۸۵زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد
  4. شمارهٔ ۴۸۶یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
  5. شمارهٔ ۴۸۷عشاق حیات از لب خندان تو یابند
  6. شمارهٔ ۴۸۸شب دلشدگان دیده بیدار نبندند
  7. شمارهٔ ۴۸۹صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند
  8. شمارهٔ ۴۹۰من بنده آن روی که دیدن نگذارند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.