پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۱ لبت را جان توان خواندن، ولیکن
  2. شمارهٔ ۵۴۲ چو نقش صورتش در آب و گل ماند
  3. شمارهٔ ۵۴۳ به هر درد و غمی دل مبتلا شد
  4. شمارهٔ ۵۴۴ دلم زینسان که زار و مبتلا شد
  5. شمارهٔ ۵۴۵ چو ماه روزه از اوج سما شد
  6. شمارهٔ ۵۴۶ به ملک فتنه تا زلفش علم شد
  7. شمارهٔ ۵۴۷ دل عاشق چرا شیدا نباشد
  8. شمارهٔ ۵۴۸ دل ما را شکیب از جان نباشد
  9. شمارهٔ ۵۴۹ وفا در نیکوان چندان نباشد
  10. شمارهٔ ۵۵۰ کسی کز عاشقی بیزار باشد
  11. شمارهٔ ۵۵۱ بتا، مانند تو مهوش نباشد
  12. شمارهٔ ۵۵۲ چمن را رنگ و بو چندین نباشد
  13. شمارهٔ ۵۵۳ دلی دارم که جز جانان نخواهد
  14. شمارهٔ ۵۵۴ دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  15. شمارهٔ ۵۵۵ از آن سنبل که گل سر بار دارد
  16. شمارهٔ ۵۵۶ سوار من که ره در سینه دارد
  17. شمارهٔ ۵۵۷ فلک با کس دل یکتا ندارد
  18. شمارهٔ ۵۵۸ بتی کز دیدنش جان مست گردد
  19. شمارهٔ ۵۵۹ جفا کن بو که این دل بازگردد
  20. شمارهٔ ۵۶۰ زهر تن چشم او جان را بدزدد
  21. شمارهٔ ۵۶۱ زمانه چون تو دلجویی ندارد
  22. شمارهٔ ۵۶۲ دلی کو چون تو دلداری ندارد
  23. شمارهٔ ۵۶۳ دل من خون شد و جانان نداند
  24. شمارهٔ ۵۶۴ دلم جز کوی تو مسکن نداند
  25. شمارهٔ ۵۶۵ اگر چشم تو روزی بر مه افتد
  26. شمارهٔ ۵۶۶ مهی چون او به دست من نیفتد
  27. شمارهٔ ۵۶۷ گر او بی یاد ما در می نیفتد
  28. شمارهٔ ۵۶۸ خطی از لعل جانان می برآید
  29. شمارهٔ ۵۶۹ به سالی کی چنین ماهی برآید؟
  30. شمارهٔ ۵۷۰ مه او چون به ماهی برنیاید
  31. شمارهٔ ۵۷۱ سر زلف تو یاری را نشاید
  32. شمارهٔ ۵۷۲ گهیت از آشنایان یاد ناید
  33. شمارهٔ ۵۷۳ ببین تا دیده چند افسون نماید
  34. شمارهٔ ۵۷۴ صبا آمد، ولی دل بازنامد
  35. شمارهٔ ۵۷۵ نگارا، از من مسکین چه خیزد؟
  36. شمارهٔ ۵۷۶ غم من شادی کس را نپرسد
  37. شمارهٔ ۵۷۷ از یاد تو دل جدا نخواهد شد
  38. شمارهٔ ۵۷۸ امشب بت ما به نزد ما بود
  39. شمارهٔ ۵۷۹ وقتی دل ما ازان ما بود
  40. شمارهٔ ۵۸۰ عشق آمد و دل ز دستِ ما بُرد
  41. شمارهٔ ۵۸۱ یاری دل ما به رایگان برد
  42. شمارهٔ ۵۸۲ تاب رخت آفتاب ناورد
  43. شمارهٔ ۵۸۳ ای همنفسان که پیش یارید
  44. شمارهٔ ۵۸۴ با یار ز من خبر بگویید
  45. شمارهٔ ۵۸۵ از رنگ رخت قمر توان کرد
  46. شمارهٔ ۵۸۶ فریاد، ز غمزه تو فریاد
  47. شمارهٔ ۵۸۷ خطی که قرین حال باشد
  48. شمارهٔ ۵۸۸ گر مه چو تو با جمال باشد
  49. شمارهٔ ۵۸۹ آن را که غم تو یار باشد
  50. شمارهٔ ۵۹۰ گر یار به دل درون نباشد
  51. شمارهٔ ۵۹۱ آن دوست که بود خصم جان شد
  52. شمارهٔ ۵۹۲ فریاد که عشق کهنه نو شد
  53. شمارهٔ ۵۹۳ جانا، چو تویی دگر نیاید
  54. شمارهٔ ۵۹۴ هنگام گل است و باده باید
  55. شمارهٔ ۵۹۵ چون سرو تو از قبا برآید
  56. شمارهٔ ۵۹۶ گر دلبر من بر من آید
  57. شمارهٔ ۵۹۷ یاری که طریق ناز دارد
  58. شمارهٔ ۵۹۸ گل رنگ نگار ما ندارد
  59. شمارهٔ ۵۹۹ بی یاد تو غم جهان نسوزد
  60. شمارهٔ ۶۰۰ چشمم همه روز خون تراود

متن اشعار به نقل از گنجور.