پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۶

گر دلبر من بر من آید

دل در بر و روح در تن آید

شبها ز هوا گرفته ام باز

وقت است که در نشیمن آید

ترسم که در انتظار رویش

رویم به نماز خفتن آید

شد موسم آنکه در گلستان

بلبل به نوا به گفتن آید

ابر آب زند ز دیده بر خاک

فراش صبا به رفتن آید

وز ناله مرغ و گریه ابر

گل خندد و در شکفتن آید

ساقی کشد انتظار بلبل

تا باز گلی به گلشن آید

چون شمع ستاده ام به یک پا

پروانه اگر به کشتن آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۸گل رنگ نگار ما ندارد
  2. شمارهٔ ۵۹۹بی یاد تو غم جهان نسوزد
  3. شمارهٔ ۶۰۰چشمم همه روز خون تراود
  4. شمارهٔ ۶۰۱آن کیست که از خدا نترسد؟
  5. شمارهٔ ۶۰۲بیداد غم، ار دلم بگوید
  6. شمارهٔ ۶۰۳ناله برآید هر طرف کان بت خرامان در رسد
  7. شمارهٔ ۶۰۴در ره بماند این چشم تر، کان شوخ مهمان کی رسد
  8. شمارهٔ ۶۰۵برنامد آهی از دلم، زلفت پریشان از چه شد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.