پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۵

برنامد آهی از دلم، زلفت پریشان از چه شد

پیشت نکردم گریه ای، لبهات خندان از چه شد

تیری زدی و ننگری، گیرم که ندهم برون

هم خود بگو کاخر مرا صد رخنه در جان از چه شد

بی من نبودی یک زمان، اکنون نیایی سوی من

کان آشنا بود آنچنان، بیگانه زینسان از چه شد

روشن شد اندر شهر و کو، این سوزش پنهان من

دور است باری شمع دل، پروانه بریان از چه شد

خوابم نه از مهر لبت، بینم پریشان خوابها

بادی ز تو نامد برم، خوابم پریشان از چه شد

از داغ خسرو در جگر خلقی کجا دارد خبر؟

عاشق شناسد کاین چنین بیمار و حیران از چه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۷ما را نکردی گر حلال از لب شراب ناب خود
  2. شمارهٔ ۶۰۸ما را چه جان باشد که تو بر ما فشانی ناز خود
  3. شمارهٔ ۶۰۹سیمین تن و خارا دلی، گر گفتنم یارا بود
  4. شمارهٔ ۶۱۰آرام جانم می رود، دل را صبوری چون بود
  5. شمارهٔ ۶۱۱باز آن بلای عاشقان اینک به صحرا می رود
  6. شمارهٔ ۶۱۲می خواهد آن سرو روان کامروز در صحرا شود
  7. شمارهٔ ۶۱۳جانم فدای قامتی کافاق را حیران کند
  8. شمارهٔ ۶۱۴شب کان مه من بر دلم از غصه پیکان بشکند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.