پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۵

چون سرو تو از قبا برآید

آه از من مبتلا برآید

با یاد خط تو زنده گردم

گر از گل من گیا برآید

جایی که تو همچو مه برآیی

مه پیش رخت کجا برآید؟

مه برنابد برابر تو

گر فرمایی، برابر آید

از قبله ابروی تو هر شب

بس دست که در دعا برآید

پیش آی که بهر دیدن تو

جان منتظر است تا برآید

تا چند در انتظار داریش

می آریی زود یا برآید؟

چنگم که ز دست تو نفیرم

از هر سو مو جدا برآید

با تو دل من چو برنیاید

بیم است که جان ما برآید

یک لحظه به کار او فروشو

تا کام یکی گدا برآید

خسرو که در آب دیده غرق است

بازا آکه به آشنا برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۷یاری که طریق ناز دارد
  2. شمارهٔ ۵۹۸گل رنگ نگار ما ندارد
  3. شمارهٔ ۵۹۹بی یاد تو غم جهان نسوزد
  4. شمارهٔ ۶۰۰چشمم همه روز خون تراود
  5. شمارهٔ ۶۰۱آن کیست که از خدا نترسد؟
  6. شمارهٔ ۶۰۲بیداد غم، ار دلم بگوید
  7. شمارهٔ ۶۰۳ناله برآید هر طرف کان بت خرامان در رسد
  8. شمارهٔ ۶۰۴در ره بماند این چشم تر، کان شوخ مهمان کی رسد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.