پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۹

بی یاد تو غم جهان نسوزد

بی آه من آسمان نسوزد

پیش رخ آتشین تو شمع

سوزند، ولی چنان نسوزد

گر شمع نخوانمت مشو گرم

زاتش گفتن زبان نسوزد

بی رنگ رخ تو ز آتش غم

سرمایه دوستان نسوزد

یاد تو چو در دلم در آید

جز مغز استخوان نسوزد

سوزد دل خود، اگر بگویم

دل نیست که در زمان نسوزد

آتش به چنان دلی در افگن

کاندر غم دوستان نسوزد

از غمزه مسوز عالمی را

تا بنده در آن میان نسوزد

زینسان که بسوخت خسرو از آه

نبود عجب، ار جهان نسوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۱آن کیست که از خدا نترسد؟
  2. شمارهٔ ۶۰۲بیداد غم، ار دلم بگوید
  3. شمارهٔ ۶۰۳ناله برآید هر طرف کان بت خرامان در رسد
  4. شمارهٔ ۶۰۴در ره بماند این چشم تر، کان شوخ مهمان کی رسد
  5. شمارهٔ ۶۰۵برنامد آهی از دلم، زلفت پریشان از چه شد
  6. شمارهٔ ۶۰۶دیرینه دردی داشتم، بازم همان آغاز شد
  7. شمارهٔ ۶۰۷ما را نکردی گر حلال از لب شراب ناب خود
  8. شمارهٔ ۶۰۸ما را چه جان باشد که تو بر ما فشانی ناز خود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.