پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۱

آن کیست که از خدا نترسد؟

وز شست ید قضا نترسد

فرعون چو دید دست موسی

کور است که از عصا نترسد

آن را که چو مصطفی دلیل است

در قافله از بلا نترسد

یوسف به دو کون می فروشند

کو مرد که از بها نترسد

خورشید که چتر دار شاه است

از سایه هر گدا نترسد

آتش همگی گل است و ریحان

آن را که جز از خدا نترسد

خسرو به طواف کوی جانان

گر سر برود، ز پا نترسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۳ناله برآید هر طرف کان بت خرامان در رسد
  2. شمارهٔ ۶۰۴در ره بماند این چشم تر، کان شوخ مهمان کی رسد
  3. شمارهٔ ۶۰۵برنامد آهی از دلم، زلفت پریشان از چه شد
  4. شمارهٔ ۶۰۶دیرینه دردی داشتم، بازم همان آغاز شد
  5. شمارهٔ ۶۰۷ما را نکردی گر حلال از لب شراب ناب خود
  6. شمارهٔ ۶۰۸ما را چه جان باشد که تو بر ما فشانی ناز خود
  7. شمارهٔ ۶۰۹سیمین تن و خارا دلی، گر گفتنم یارا بود
  8. شمارهٔ ۶۱۰آرام جانم می رود، دل را صبوری چون بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.