پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۴

صبا آمد، ولی دل بازنامد

غریب ما به منزل بازنامد

به دریا غرقه شد رخت صبوری

که کشتی سوی ساحل بازنامد

دل ما رفت با محمل نشینی

رود جان هم که محمل باز نامد

گرفتار است دل، ای پندگو، بس

کزین افسانه ها دل بازنامد

به عشقم مست بگذارید، زیراک

کس از میخانه عاقل بازنامد

خلاص غیر کن، ای زلف لیلی

که مجنون را ازان دل بازنامد

نصیحت زندگان را کرد باید

کز افسون مرغ بسمل بازنامد

به وادی غمش گم گشت خسرو

که کس از راه مشکل بازنامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۶غم من شادی کس را نپرسد
  2. شمارهٔ ۵۷۷از یاد تو دل جدا نخواهد شد
  3. شمارهٔ ۵۷۸امشب بت ما به نزد ما بود
  4. شمارهٔ ۵۷۹وقتی دل ما ازان ما بود
  5. شمارهٔ ۵۸۰عشق آمد و دل ز دستِ ما بُرد
  6. شمارهٔ ۵۸۱یاری دل ما به رایگان برد
  7. شمارهٔ ۵۸۲تاب رخت آفتاب ناورد
  8. شمارهٔ ۵۸۳ای همنفسان که پیش یارید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.