پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۰

مه او چون به ماهی برنیاید

شهی زینسان به گاهی برنیاید

چو زلف کافر هندونژادت

ز هندستان سپاهی برنیاید

به اورنگ ملاحت تا به محشر

چو او گلچهره شاهی برنیاید

دل افروزی چو او خورشید تابان

ز طرف بارگاهی برنیاید

گر او را سرو گویم راست ناید

که با قدش گیاهی برنیاید

زمانی نگذرد کز خاک کویش

نفیر دادخواهی برنیاید

گنه کارم چرا کان آتشم نیست؟

کز دود گناهی بر نیاید

برو خسرو که آهنگ درایی

درین کشور ز راهی برنیاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۲گهیت از آشنایان یاد ناید
  2. شمارهٔ ۵۷۳ببین تا دیده چند افسون نماید
  3. شمارهٔ ۵۷۴صبا آمد، ولی دل بازنامد
  4. شمارهٔ ۵۷۵نگارا، از من مسکین چه خیزد؟
  5. شمارهٔ ۵۷۶غم من شادی کس را نپرسد
  6. شمارهٔ ۵۷۷از یاد تو دل جدا نخواهد شد
  7. شمارهٔ ۵۷۸امشب بت ما به نزد ما بود
  8. شمارهٔ ۵۷۹وقتی دل ما ازان ما بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.