پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۹

به سالی کی چنین ماهی برآید؟

وگر آید، ز چه گاهی برآید

ز رخسارش ز حسن جعد مشکین

کجا از تیره شب ماهی برآید؟

اگر آیینه حسن است روشن

بگیرد زنگ، اگر آهی برآید

بسا خرمن که در یکدم بسوزد

از آن آتش که ناگاهی برآید

همه شب تا سحر بیدار باشم

بود کان مه سحرگاهی برآید

گدایی گر به کویی دل فروشد

که از جان بگذرد، شاهی برآید

عجب نبود در آن میخانه خسرو

گر از پیکار گمراهی برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۱سر زلف تو یاری را نشاید
  2. شمارهٔ ۵۷۲گهیت از آشنایان یاد ناید
  3. شمارهٔ ۵۷۳ببین تا دیده چند افسون نماید
  4. شمارهٔ ۵۷۴صبا آمد، ولی دل بازنامد
  5. شمارهٔ ۵۷۵نگارا، از من مسکین چه خیزد؟
  6. شمارهٔ ۵۷۶غم من شادی کس را نپرسد
  7. شمارهٔ ۵۷۷از یاد تو دل جدا نخواهد شد
  8. شمارهٔ ۵۷۸امشب بت ما به نزد ما بود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.