پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۷

خطی که قرین حال باشد

شک نیست که بی مثال باشد

سروی که به قامت تو ماند

در قامت اعتدال باشد

آندم که تو شرح حال گویی

دانی که مرا چه حال باشد؟

افسوس بود که چون تویی را

با همچو منی وصال باشد

آن را که به یاد تست مشغول

از هر دو جهان ملال باشد

هرگز نکنم خیال خوابی

تا در سرم آن خیال باشد

دیگر نکند نشاط و پرواز

مرغی که شکسته بال باشد

گویند که بنده می نوازی

خسرو به صف نعال باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۹آن را که غم تو یار باشد
  2. شمارهٔ ۵۹۰گر یار به دل درون نباشد
  3. شمارهٔ ۵۹۱آن دوست که بود خصم جان شد
  4. شمارهٔ ۵۹۲فریاد که عشق کهنه نو شد
  5. شمارهٔ ۵۹۳جانا، چو تویی دگر نیاید
  6. شمارهٔ ۵۹۴هنگام گل است و باده باید
  7. شمارهٔ ۵۹۵چون سرو تو از قبا برآید
  8. شمارهٔ ۵۹۶گر دلبر من بر من آید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.