پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۳

جانا، چو تویی دگر نیاید

مردم ز تو خوبتر نیاید

هم رنگ رخت سمن نگیرد

هم تنگ لبت شکر نیاید

روزی که تو برنخیزی از خواب

خورشید بلند برنیاید

هر ماهی، اگر چو تو شود ماه

با روی تو در نظر نیاید

یک دل نرود ز شست زلفت

کز غمزه صد دگر نیاید

تیری که گشاید اشتیاقت

جز بر دل بی سپر نیاید

سنگی که از آسمان بیفتد

جز به خر شیشه گر نیاید

با خاک درت رواست ما را

گر سرمه به چشم در نیاید

خسرو ز غمت عنان نتابد

تا مرکب عمر سر نیاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۵چون سرو تو از قبا برآید
  2. شمارهٔ ۵۹۶گر دلبر من بر من آید
  3. شمارهٔ ۵۹۷یاری که طریق ناز دارد
  4. شمارهٔ ۵۹۸گل رنگ نگار ما ندارد
  5. شمارهٔ ۵۹۹بی یاد تو غم جهان نسوزد
  6. شمارهٔ ۶۰۰چشمم همه روز خون تراود
  7. شمارهٔ ۶۰۱آن کیست که از خدا نترسد؟
  8. شمارهٔ ۶۰۲بیداد غم، ار دلم بگوید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.