پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۲

فریاد که عشق کهنه نو شد

جان در کف عاشقی گرو شد

آزرده دلی که بود، گم گشت

دیرینه غمی که بود، نو شد

یاری که ز ما حدیث نشنود

اندر حق ما سخن شنو شد

رویش دیدم، دلم بیفتاد

پایش به چه ذقن به گو شد

باد سر زلف او بجنبید

صد خرمن صبر جو به جو شد

آورد صبا نشان کویش

اشکم بدوید و پیشرو شد

دادم به قضا عنان خسرو

چون اسپ نشاط تیز دو شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۴هنگام گل است و باده باید
  2. شمارهٔ ۵۹۵چون سرو تو از قبا برآید
  3. شمارهٔ ۵۹۶گر دلبر من بر من آید
  4. شمارهٔ ۵۹۷یاری که طریق ناز دارد
  5. شمارهٔ ۵۹۸گل رنگ نگار ما ندارد
  6. شمارهٔ ۵۹۹بی یاد تو غم جهان نسوزد
  7. شمارهٔ ۶۰۰چشمم همه روز خون تراود
  8. شمارهٔ ۶۰۱آن کیست که از خدا نترسد؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.