فهرست اشعار
- شمارهٔ ۹۰۱ دل ضعیف به یکباره ناتوان شد ازو
- شمارهٔ ۹۰۲ دو بوسم که گفتی اگر گویم آن کو
- شمارهٔ ۹۰۳ زهی زان قامت رعنای دلجو
- شمارهٔ ۹۰۴ سرخوش است ای پسر مرا باتو
- شمارهٔ ۹۰۵ غلامِ پیرِ خراباتم و طبیعتِ او
- شمارهٔ ۹۰۶ گر تیر کشی از طرف غمزهٔ جادو
- شمارهٔ ۹۰۷ گر مرا صد سر بوَد هر یک پر از سودای او
- شمارهٔ ۹۰۸ گفتا کئی تو، من بنده تو
- شمارهٔ ۹۰۹ گفتمش ماه پر است آن چهره گفتا پر مگو
- شمارهٔ ۹۱۰ گفتم ملکی یا بشری؟ گفت که هر دو
- شمارهٔ ۹۱۱ گفتهای از ما دلت بردار زنهار این مگو
- شمارهٔ ۹۱۲ ما به کلی طمع وصل بریدیم از تو
- شمارهٔ ۹۱۳ نداند قدر حسنت کس به از تو
- شمارهٔ ۹۱۴ آن عارض و رخسار و جبین هست در سه ماه
- شمارهٔ ۹۱۵ از فرقت تو هر دم خون بارم از دو دیده
- شمارهٔ ۹۱۶ اشک چو لعل ریزد آن لب مرا ز دیده
- شمارهٔ ۹۱۷ ای از حدیث زلف توام بر زبان گره
- شمارهٔ ۹۱۸ ای با لب شیرین سخنت تلخ فتاده
- شمارهٔ ۹۱۹ ای چو چشم خوش تو چشم کسی کم دیده
- شمارهٔ ۹۲۰ ای خط مشکبار تو پیچیده گرد ماه
- شمارهٔ ۹۲۱ ای دل ریش من از جور تو غمگین گونه
- شمارهٔ ۹۲۲ ای رخ و زلف سیاه تو شب تیره و ماه
- شمارهٔ ۹۲۳ ای روان گرد درت اشک روان پیوسته
- شمارهٔ ۹۲۴ ای شیشهٔ دل ما در زیر پا شکسته
- شمارهٔ ۹۲۵ ای لب و گفتار تور شیرین همه
- شمارهٔ ۹۲۶ ای مردم دو چشمم مثل رخت ندیده
- شمارهٔ ۹۲۷ ای منت جانفشان دیرینه
- شمارهٔ ۹۲۸ ای نبات قد سبزت شکرستان همه
- شمارهٔ ۹۲۹ به ابروان تو زاهد چو چشم وا کرده
- شمارهٔ ۹۳۰ با تو در دل نبایدم رخ ماه
- شمارهٔ ۹۳۱ باد آرد بر من بوی تو ناگه ناگه
- شمارهٔ ۹۳۲ برهگذار قد بار دیدم از ناگاه
- شمارهٔ ۹۳۳ به ناز کشتن او بازم آرزوست چه چاره
- شمارهٔ ۹۳۴ بیروی او ز دیدهٔ بینا چه فایده
- شمارهٔ ۹۳۵ بینم ابروی تو پیوسته مه نو گه گه
- شمارهٔ ۹۳۶ تا توانی دل مشتاق بدست آری به
- شمارهٔ ۹۳۷ چو چشم مست تو دیدم خمارم از دیده
- شمارهٔ ۹۳۸ چندین چه بلا و درد است این آه
- شمارهٔ ۹۳۹ خواهم که کنم بار دگر در تو نظاره
- شمارهٔ ۹۴۰ در پای تو تنها به سر ماست فتاده
- شمارهٔ ۹۴۱ دلم به زخم زبانها نگردد آزرده
- شمارهٔ ۹۴۲ دلم ترسد در آن زلف خمیده
- شمارهٔ ۹۴۳ روی خوب از من مشتاق نپوشانی به
- شمارهٔ ۹۴۴ زاد راه عاشقان اشک است و روی زرد و آه
- شمارهٔ ۹۴۵ زیر پا از زلف مشکین گه گهی میکن نگاه
- شمارهٔ ۹۴۶ شبت خوش باد ای باد سحرگاه
- شمارهٔ ۹۴۷ کحل بصر نیست جز آن خاک راه
- شمارهٔ ۹۴۸ گر سر طلبی بر درت آریم به دیده
- شمارهٔ ۹۴۹ گفتم شکرست آن به دهان گفت ترا چه
- شمارهٔ ۹۵۰ لب یار برهم چرا زد ز پسته
- شمارهٔ ۹۵۱ ما جگر سوختگان داغ تو داریم همه
- شمارهٔ ۹۵۲ مرا که روی تو بینم چه حاجت است
- شمارهٔ ۹۵۳ هر نیر کز تو بر دل غم پرور آمده
- شمارهٔ ۹۵۴ هر نیر که بر جان ز تو از دور رسیده
- شمارهٔ ۹۵۵ ای بار نازنین مگر از فتنه زادهای
- شمارهٔ ۹۵۶ باز خود را چو گل تازه بر آراسته ای
- شمارهٔ ۹۵۷ تا به رخسار مه از غالیه چوگان زدهای
- شمارهٔ ۹۵۸ چرا جنییت شاهی بظلم تاخته ای
- شمارهٔ ۹۵۹ گر همه وقتی همه دلخون نه ای
- شمارهٔ ۹۶۰ لیست آن بگو با شکر خورده ای
متن اشعار به نقل از گنجور.