فهرست اشعار
- شمارهٔ ۸۴۱ خوشا در کوی دلبر آرمیدن
- شمارهٔ ۸۴۲ خوش است بر لب معشوق مست بوسیدن
- شمارهٔ ۸۴۳ خواهیم نقد جان و سر در پای جانان ریختن
- شمارهٔ ۸۴۴ داری لب و دهانی شیرین ولی چه شیرین
- شمارهٔ ۸۴۵ در سر زنجیر زلف او من بی عقل و دین
- شمارهٔ ۸۴۶ دلا نحفه جان به جانان رسان
- شمارهٔ ۸۴۷ دل است جایش و با دیده فتاده به خون
- شمارهٔ ۸۴۸ دلبر نازک دل من هر زمان رنجد ز من
- شمارهٔ ۸۴۹ دل که میرفت ز خود چون نرود باز چنین
- شمارهٔ ۸۵۰ دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردن
- شمارهٔ ۸۵۱ دل من عاشق باریست که گفتن نتوان
- شمارهٔ ۸۵۲ دل نثار زلف جانان کرد جان خویشتن
- شمارهٔ ۸۵۳ دوستان مرحمتی بر دل بیچاره من
- شمارهٔ ۸۵۴ راز عشقت ز دل آمد به زبان
- شمارهٔ ۸۵۵ روی او از زلف دیدن میتوان
- شمارهٔ ۸۵۶ زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برون
- شمارهٔ ۸۵۷ ز نشاط و عیش بادا لب تو همیشه خندان
- شمارهٔ ۸۵۸ زیر پا دامن کشان زلف دوتای او ببین
- شمارهٔ ۸۵۹ سرو می ماند به قد یار من
- شمارهٔ ۸۶۰ سوخت به داغ غم چنان دل که نماند ازو نشان
- شمارهٔ ۸۶۱ سوخت جانم تا ز پا افتاد زلفت بر ذقن
- شمارهٔ ۸۶۲ سوختی ای مرهم جانها درون ریش من
- شمارهٔ ۸۶۳ شبی خواهم چو شمعش لب گزیدن
- شمارهٔ ۸۶۴ شبی نگذرد بر دوچشم اشک گلگون
- شمارهٔ ۸۶۵ شه لشکر کش ما برد از ما عقل و هوش و دین
- شمارهٔ ۸۶۶ طوطی ب نو دید و در افتاد در سخن
- شمارهٔ ۸۶۷ عاشق کیست دلم باز نخواهم گفتن
- شمارهٔ ۸۶۸ عاشقی چیست مقیم در جانان بودن
- شمارهٔ ۸۶۹ عشق حالیست که جبریل بر آن نیست امین
- شمارهٔ ۸۷۰ قدمت آن با الف با سرو سیمین
- شمارهٔ ۸۷۱ کارم ز دست شد نظری کن بکار من
- شمارهٔ ۸۷۲ که خبر برد به بار از من مبتلای غمگین
- شمارهٔ ۸۷۳ گر سرزنیغ نیزت دارد سر بریدن
- شمارهٔ ۸۷۴ گر شبی آن مه ز منزل بی نقاب آید برون
- شمارهٔ ۸۷۵ گر قد همچو سروش در بر توان گرفتن
- شمارهٔ ۸۷۶ ما باز دل نهادیم بر جور دلستانان
- شمارهٔ ۸۷۷ مرا که خرقة ارزق به باده شد گلگون
- شمارهٔ ۸۷۸ من نخواهم دیده از رویت دگر برداشتن
- شمارهٔ ۸۷۹ من و محنت تو زهی راحت من
- شمارهٔ ۸۸۰ مه عیدت مبارک باد ای خورشید مهرویان
- شمارهٔ ۸۸۱ میزند بر آتش دل جوش می آب اینچنین
- شمارهٔ ۸۸۲ نخواهم بیش از این از خلق راز خویش پوشیدن
- شمارهٔ ۸۸۳ نمی دهد دهنت کام ما از آن لب شیرین
- شمارهٔ ۸۸۴ نوش کن خواجه علیرغم صُراحیشکنان
- شمارهٔ ۸۸۵ چه جویست آن روان در فر شیرین
- شمارهٔ ۸۸۶ نیست بازی با رخ او عشق پنهان باختن
- شمارهٔ ۸۸۷ هر دمی با دگری ناز مکن
- شمارهٔ ۸۸۸ آنکه رنگی نیست کس را از لب رنگین او
- شمارهٔ ۸۸۹ آه که خاک راه شد دیده من به راه تو
- شمارهٔ ۸۹۰ اگر دشنام می گونی مرا گو
- شمارهٔ ۸۹۱ ای حریم کعبه دل کوی تو
- شمارهٔ ۸۹۲ ای دلاویزتر از رشته جان کا کل تو
- شمارهٔ ۸۹۳ ای دل حکایت غم خود با صبا بگو
- شمارهٔ ۸۹۴ ای دل غلام أو شدی ای من غلام تو
- شمارهٔ ۸۹۵ ای کاش رفتمی چو صبا در حریم تو
- شمارهٔ ۸۹۶ ای نور دیده را نگرانی بسوی تو
- شمارهٔ ۸۹۷ بی لب ساقی مرا می نرود در گلو
- شمارهٔ ۸۹۸ چاره کس نکند غمزه خونخواره تو
- شمارهٔ ۸۹۹ چو در جان کرد و دل جا غمزه تو
- شمارهٔ ۹۰۰ دل سوی او رفت جان هم گو برو
متن اشعار به نقل از گنجور.