پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۱,۰۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ این چه رخسار و چه خط وین چه لب است
  2. شمارهٔ ۱۲۲ وادی عشق که جز تشنه در او نایاب است
  3. شمارهٔ ۱۲۳ ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
  4. شمارهٔ ۱۲۴ خطت گرد لب آن مشکین نبات است
  5. شمارهٔ ۱۲۵ ابروی خوشت که ماه عید است
  6. شمارهٔ ۱۲۶ تارک درویش تارک فارغ از تاج زر است
  7. شمارهٔ ۱۲۷ منشور دولتی که ز عشقم میسر است
  8. شمارهٔ ۱۲۸ یار رفت از دیده لیکن روز و شب در خاطر است
  9. شمارهٔ ۱۲۹ بگذر از توبه و تقوی که همه پندار است
  10. شمارهٔ ۱۳۰ مرا کار از غم عشق تو زار است
  11. شمارهٔ ۱۳۱ بیا که روی تو خورشیدِ عالم‌افروز است
  12. شمارهٔ ۱۳۲ قدم به طرف چمن نه که سبزه نوخیز است
  13. شمارهٔ ۱۳۳ باز در بزم غمت نعرهٔ نوشانوش است
  14. شمارهٔ ۱۳۴ مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است
  15. شمارهٔ ۱۳۵ در صورت تو سر جمالی که مجمل است
  16. شمارهٔ ۱۳۶ خیال خال لبت تخم مزرع امل است
  17. شمارهٔ ۱۳۷ شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل است
  18. شمارهٔ ۱۳۸ صبحدم عرض چمن کن که هوا معتدل است
  19. شمارهٔ ۱۳۹ غرض از چاشنی عشق توام درد و غم است
  20. شمارهٔ ۱۴۰ لطافتی که رخت را ز جعد خم به خم است
  21. شمارهٔ ۱۴۱ هلال عید جستن کار عام است
  22. شمارهٔ ۱۴۲ نهفته سیم به زیر قبا که این بدن است
  23. شمارهٔ ۱۴۳ آتش اندر خرمن ما زد رخت وین روشن است
  24. شمارهٔ ۱۴۴ یاقوت لب تو قوت جان است
  25. شمارهٔ ۱۴۵ مگو که قطع بیابان عشق آسان است
  26. شمارهٔ ۱۴۶ دلم ز هجر خراسان ازان هراسان است
  27. شمارهٔ ۱۴۷ کیست آن شوخ که مهمان تهیدستان است
  28. شمارهٔ ۱۴۸ آن کیست سواره که بلای دل و دین است
  29. شمارهٔ ۱۴۹ روی خود را مگو شریک مه است
  30. شمارهٔ ۱۵۰ ای که جان و دل آگاه تو را همراه است
  31. شمارهٔ ۱۵۱ مه شمع شب افروز و رخت نور تجلی ست
  32. شمارهٔ ۱۵۲ خوبان هزار و از همه مقصود من یکی ست
  33. شمارهٔ ۱۵۳ سینه تنگم نه جای چون تو زیبا دلبری ست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ مرا از درد تو بر سینه داغی ست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ دلم پیرانه سر با خردسالی ست
  36. شمارهٔ ۱۵۶ چرخ را جامی نگون دان کز می عشرت تهی ست
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ای شهسوار حسن که جانم فدای توست
  38. شمارهٔ ۱۵۸ در همه شهر دلی کو که نه خون کرده توست
  39. شمارهٔ ۱۵۹ صبح دولت را فروغ از آفتاب روی توست
  40. شمارهٔ ۱۶۰ نقاش ازل کان خط مشکین رقم اوست
  41. شمارهٔ ۱۶۱ جفای تو که بسی خوشتر از وفای من است
  42. شمارهٔ ۱۶۲ تویی که درد و غمت یار ناگزیر من است
  43. شمارهٔ ۱۶۳ این همه خونابه کاندر چشم گریان من است
  44. شمارهٔ ۱۶۴ ز دل زبانه آتش که در دهان من است
  45. شمارهٔ ۱۶۵ هر نشان کز خون دل بر دامن چاک من است
  46. شمارهٔ ۱۶۶ نامه کز جانان رسد منشور اقبال من است
  47. شمارهٔ ۱۶۷ حریم منزل جانان برون ز عالم ماست
  48. شمارهٔ ۱۶۸ لاله بی روی تو داغ دل ماست
  49. شمارهٔ ۱۶۹ ای ترک شوخ این همه ناز و عتاب چیست
  50. شمارهٔ ۱۷۰ چنین رخی که تو داری حکایت گل چیست
  51. شمارهٔ ۱۷۱ ساقی شراب لعل بگردان بهانه چیست
  52. شمارهٔ ۱۷۲ باز این خمار در سرم از چشم مست کیست
  53. شمارهٔ ۱۷۳ باز چشمم درفشان از لعل گوهربار کیست
  54. شمارهٔ ۱۷۴ من پس زانوی غم تا یار هم زانوی کیست
  55. شمارهٔ ۱۷۵ آن سرو ناز بر لب بام ایستاده کیست
  56. شمارهٔ ۱۷۶ برد شوخی دل ز من اما نخواهم گفت کیست
  57. شمارهٔ ۱۷۷ روز میدان است ترک شهسوار من کجاست
  58. شمارهٔ ۱۷۸ وه که باز از کف من دامن مقصود برفت
  59. شمارهٔ ۱۷۹ به هر منزل که جانان من آنجاست
  60. شمارهٔ ۱۸۰ ازان درج گوهر تکلم خوش است

متن اشعار به نقل از گنجور.