پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

ساقی شراب لعل بگردان بهانه چیست

تا گویمت که حاصل این کارخانه چیست

مرغان آشیان خرابات عشق را

مرغوب تر ز باده و نقل آب و دانه چیست

گر پنبه برکشی چو صراحی ز گوش هوش

دانی که سر ناله چنگ و چغانه چیست

گر پیر ما نه دوش نهان جرعه ای زده ست

در نرگسش خمار شراب شبانه چیست

ای خواجه چند نقل کرامات شیخ شهر

نقدی ز وقت خویش بیار این فسانه چیست

اول همه تو بودی و آخر همه تویی

این لاف هستی دگران در میانه چیست

جامی اگر نه زخم تو دارد به تازگی

این خون تازه رفته بر این آستانه چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳باز چشمم درفشان از لعل گوهربار کیست
  2. شمارهٔ ۱۷۴من پس زانوی غم تا یار هم زانوی کیست
  3. شمارهٔ ۱۷۵آن سرو ناز بر لب بام ایستاده کیست
  4. شمارهٔ ۱۷۶برد شوخی دل ز من اما نخواهم گفت کیست
  5. شمارهٔ ۱۷۷روز میدان است ترک شهسوار من کجاست
  6. شمارهٔ ۱۷۸وه که باز از کف من دامن مقصود برفت
  7. شمارهٔ ۱۷۹به هر منزل که جانان من آنجاست
  8. شمارهٔ ۱۸۰ازان درج گوهر تکلم خوش است
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.