پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

ای ترک شوخ این همه ناز و عتاب چیست

با دل شکستگان ستم بی حساب چیست

دارم تظلمی به تو آهسته ران سمند

ای سنگدل به رغم منت این شتاب چیست

گفتی شبی به خواب تو آیم ولی چه سود

چون من به عمر خویش ندانم که خواب چیست

گر من نه غرق آتش و آبم ز شوق تو

این سینه پر آتش و چشم پر آب چیست

بی تو ز ضعف قوت جنبیدنم نماند

در حیرتم که در دلم این اضطراب چیست

از مدرسه به کعبه روم یا به میکده

ای پیر ره بگوی طریق صواب چیست

جامی چه لاف می زنی از پاکدامنی

بر خرقه تو این همه داغ شراب چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱ساقی شراب لعل بگردان بهانه چیست
  2. شمارهٔ ۱۷۲باز این خمار در سرم از چشم مست کیست
  3. شمارهٔ ۱۷۳باز چشمم درفشان از لعل گوهربار کیست
  4. شمارهٔ ۱۷۴من پس زانوی غم تا یار هم زانوی کیست
  5. شمارهٔ ۱۷۵آن سرو ناز بر لب بام ایستاده کیست
  6. شمارهٔ ۱۷۶برد شوخی دل ز من اما نخواهم گفت کیست
  7. شمارهٔ ۱۷۷روز میدان است ترک شهسوار من کجاست
  8. شمارهٔ ۱۷۸وه که باز از کف من دامن مقصود برفت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.