فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۷۸۱ نگارا، گر چه میدانم که بس بیمهر و پیوندی
- غزل شمارهٔ ۷۸۲ زهی! زلف و رخت قدری و عیدی
- غزل شمارهٔ ۷۸۳ ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی
- غزل شمارهٔ ۷۸۴ دیده بسیار نگه کرد به هر بام و دری
- غزل شمارهٔ ۷۸۵ روی در پرده و از پرده برون مینگری
- غزل شمارهٔ ۷۸۶ باغ بهشت بیند بیداغ انتظاری
- غزل شمارهٔ ۷۸۷ پادشاهست آنکه دارد در چنین خرم بهاری
- غزل شمارهٔ ۷۸۸ ز تورانیان تنگ چشمی سواری
- غزل شمارهٔ ۷۸۹ ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری
- غزل شمارهٔ ۷۹۰ من به هر جوری نخواهم کرد زاری
- غزل شمارهٔ ۷۹۱ ترا میزیبد از خوبان غرور و ناز و تن داری
- غزل شمارهٔ ۷۹۲ شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
- غزل شمارهٔ ۷۹۳ برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
- غزل شمارهٔ ۷۹۴ هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
- غزل شمارهٔ ۷۹۵ او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
- غزل شمارهٔ ۷۹۶ بر من نمینشینی نفسی به دلنوازی
- غزل شمارهٔ ۷۹۷ ز برنا پیشگان آموز و رندان رسم سربازی
- غزل شمارهٔ ۷۹۸ دل من دردمند تست درمانش نمیسازی
- غزل شمارهٔ ۷۹۹ عالمی را به فراق رخ خود میسوزی
- غزل شمارهٔ ۸۰۰ هزار بار بگفتم که: به ز جان عزیزی
- غزل شمارهٔ ۸۰۱ باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی
- غزل شمارهٔ ۸۰۲ جهد بکن تا که به جایی رسی
- غزل شمارهٔ ۸۰۳ تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟
- غزل شمارهٔ ۸۰۴ بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی
- غزل شمارهٔ ۸۰۵ ز راه دوستی گفتم: دلم را چاره بر باشی
- غزل شمارهٔ ۸۰۶ سنت آنست که خاک کف پایش باشی
- غزل شمارهٔ ۸۰۷ حال دل پیش تو گفتم، که تو یارم باشی
- غزل شمارهٔ ۸۰۸ نه پیمان بستهای با من؟ که در پیمان من باشی
- غزل شمارهٔ ۸۰۹ بکوش و روی مگردان ز جور و بارکشی
- غزل شمارهٔ ۸۱۰ گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی
- غزل شمارهٔ ۸۱۱ ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی
- غزل شمارهٔ ۸۱۲ بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
- غزل شمارهٔ ۸۱۳ جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
- غزل شمارهٔ ۸۱۴ با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ گفتم که: بگذرانم روزی به نام و ننگی؟
- غزل شمارهٔ ۸۱۶ این دل پر هوش ما با همه فرزانگی
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ نه بیگانهای، ای بت خانگی
- غزل شمارهٔ ۸۱۸ از چهره لاله سازی و از زلف سنبلی
- غزل شمارهٔ ۸۱۹ ای بر شفق نهاده از شام زلف خالی
- غزل شمارهٔ ۸۲۰ سرم بیدولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟
- غزل شمارهٔ ۸۲۱ آن خان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی
- غزل شمارهٔ ۸۲۲ زهی! نادیده از خوبان کسی مثل تو در خیلی
- غزل شمارهٔ ۸۲۳ ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی
- غزل شمارهٔ ۸۲۴ ای داده بر وی تو قمر داو تمامی
- غزل شمارهٔ ۸۲۵ به خرابات گذارم ندهند از خامی
- غزل شمارهٔ ۸۲۶ شاد گردم که هر به ایامی
- غزل شمارهٔ ۸۲۷ گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
- غزل شمارهٔ ۸۲۸ مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی
- غزل شمارهٔ ۸۲۹ اگر هزار یکی زان جمال داشتمی
- غزل شمارهٔ ۸۳۰ دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی
- غزل شمارهٔ ۸۳۱ نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
- غزل شمارهٔ ۸۳۲ ای تن و اندامت از گل خرمنی
- غزل شمارهٔ ۸۳۳ سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
- غزل شمارهٔ ۸۳۴ ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
- غزل شمارهٔ ۸۳۵ باز دوشم ز راه مهمانی
- غزل شمارهٔ ۸۳۶ تو ز آه من ار هراسانی
- غزل شمارهٔ ۸۳۷ چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟
- غزل شمارهٔ ۸۳۸ خوشا آن عشرت و آن کامرانی
- غزل شمارهٔ ۸۳۹ ز تو بیوفا چه جوییم نشان مهربانی؟
- غزل شمارهٔ ۸۴۰ کاکل آن پسر ز پیشانی
متن اشعار به نقل از گنجور.