پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۱ نگارا، گر چه می‌دانم که بس بی‌مهر و پیوندی
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۲ زهی! زلف و رخت قدری و عیدی
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۳ ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۴ دیده بسیار نگه کرد به هر بام و دری
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۵ روی در پرده و از پرده برون می‌نگری
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۶ باغ بهشت بیند بی‌داغ انتظاری
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۷ پادشاهست آنکه دارد در چنین خرم بهاری
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۸ ز تورانیان تنگ چشمی سواری
  9. غزل شمارهٔ ۷۸۹ ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری
  10. غزل شمارهٔ ۷۹۰ من به هر جوری نخواهم کرد زاری
  11. غزل شمارهٔ ۷۹۱ ترا می‌زیبد از خوبان غرور و ناز و تن داری
  12. غزل شمارهٔ ۷۹۲ شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
  13. غزل شمارهٔ ۷۹۳ برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
  14. غزل شمارهٔ ۷۹۴ هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
  15. غزل شمارهٔ ۷۹۵ او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
  16. غزل شمارهٔ ۷۹۶ بر من نمی‌نشینی نفسی به دلنوازی
  17. غزل شمارهٔ ۷۹۷ ز برنا پیشگان آموز و رندان رسم سربازی
  18. غزل شمارهٔ ۷۹۸ دل من دردمند تست درمانش نمی‌سازی
  19. غزل شمارهٔ ۷۹۹ عالمی را به فراق رخ خود می‌سوزی
  20. غزل شمارهٔ ۸۰۰ هزار بار بگفتم که: به ز جان عزیزی
  21. غزل شمارهٔ ۸۰۱ باز آمدی، که خونم بر خاک در بریزی
  22. غزل شمارهٔ ۸۰۲ جهد بکن تا که به جایی رسی
  23. غزل شمارهٔ ۸۰۳ تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟
  24. غزل شمارهٔ ۸۰۴ بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی
  25. غزل شمارهٔ ۸۰۵ ز راه دوستی گفتم: دلم را چاره بر باشی
  26. غزل شمارهٔ ۸۰۶ سنت آنست که خاک کف پایش باشی
  27. غزل شمارهٔ ۸۰۷ حال دل پیش تو گفتم، که تو یارم باشی
  28. غزل شمارهٔ ۸۰۸ نه پیمان بسته‌ای با من؟ که در پیمان من باشی
  29. غزل شمارهٔ ۸۰۹ بکوش و روی مگردان ز جور و بارکشی
  30. غزل شمارهٔ ۸۱۰ گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی
  31. غزل شمارهٔ ۸۱۱ ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی
  32. غزل شمارهٔ ۸۱۲ بر ما ستم و خواری، ای طرفه پسر تا کی؟
  33. غزل شمارهٔ ۸۱۳ جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
  34. غزل شمارهٔ ۸۱۴ با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی
  35. غزل شمارهٔ ۸۱۵ گفتم که: بگذرانم روزی به نام و ننگی؟
  36. غزل شمارهٔ ۸۱۶ این دل پر هوش ما با همه فرزانگی
  37. غزل شمارهٔ ۸۱۷ نه بیگانه‌ای، ای بت خانگی
  38. غزل شمارهٔ ۸۱۸ از چهره لاله سازی و از زلف سنبلی
  39. غزل شمارهٔ ۸۱۹ ای بر شفق نهاده از شام زلف خالی
  40. غزل شمارهٔ ۸۲۰ سرم بی‌دولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟
  41. غزل شمارهٔ ۸۲۱ آن خان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی
  42. غزل شمارهٔ ۸۲۲ زهی! نادیده از خوبان کسی مثل تو در خیلی
  43. غزل شمارهٔ ۸۲۳ ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی
  44. غزل شمارهٔ ۸۲۴ ای داده بر وی تو قمر داو تمامی
  45. غزل شمارهٔ ۸۲۵ به خرابات گذارم ندهند از خامی
  46. غزل شمارهٔ ۸۲۶ شاد گردم که هر به ایامی
  47. غزل شمارهٔ ۸۲۷ گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
  48. غزل شمارهٔ ۸۲۸ مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی
  49. غزل شمارهٔ ۸۲۹ اگر هزار یکی زان جمال داشتمی
  50. غزل شمارهٔ ۸۳۰ دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی
  51. غزل شمارهٔ ۸۳۱ نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
  52. غزل شمارهٔ ۸۳۲ ای تن و اندامت از گل خرمنی
  53. غزل شمارهٔ ۸۳۳ سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
  54. غزل شمارهٔ ۸۳۴ ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
  55. غزل شمارهٔ ۸۳۵ باز دوشم ز راه مهمانی
  56. غزل شمارهٔ ۸۳۶ تو ز آه من ار هراسانی
  57. غزل شمارهٔ ۸۳۷ چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟
  58. غزل شمارهٔ ۸۳۸ خوشا آن عشرت و آن کامرانی
  59. غزل شمارهٔ ۸۳۹ ز تو بی‌وفا چه جوییم نشان مهربانی؟
  60. غزل شمارهٔ ۸۴۰ کاکل آن پسر ز پیشانی

متن اشعار به نقل از گنجور.