پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۸

از چهره لاله سازی و از زلف سنبلی

تا از خجالت تو نروید دگر گلی

عاقل به آفتاب نکردی دگر نگاه

گر در رخ تو نیک بکردی تاملی

تو خوش نشسته فارغ و اصحاب شوق را

هر دم بخیزد از سر کوی تو غلغلی

روی ترا تکلف زلفی بکار نیست

این بس که وقتها بترازیش کاکلی

در سیل‌خیز گریه نمی‌ماند چشم من

گر داشتی چو چشم تو زان ابروان پلی

آنرا که آرزوی گلستان وصل تست

از خار خار هجر بیاید تحملی

بر سر مکش که خوب‌ترین دستگاه تو

حسنست و کار تو نبود بی‌تزلزلی

دردا! که نقد و جنس من اندر سر تو رفت

نادیده از لب تو به نوعی تفضلی

ای گل، برای وصف تو در باغ روزگار

بهتر ز اوحدی نبود هیچ بلبلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۰سرم بی‌دولتست، ار نه ز پایت کی شدی خالی؟
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۱آن خان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۲زهی! نادیده از خوبان کسی مثل تو در خیلی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۳ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۴ای داده بر وی تو قمر داو تمامی
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۵به خرابات گذارم ندهند از خامی
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۶شاد گردم که هر به ایامی
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۷گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.