پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۵

به خرابات گذارم ندهند از خامی

سوی مسجد نتوانم شدن از بدنامی

صوفی رندم و معروف به شاهدبازی

عاشق مستم و مشهور به درد آشامی

سر ز ناچار بر آورده به بی‌سامانی

تن ز ناکام فرو داده به دشمن کامی

حال می خوردنم از روزن و سوراخ به شب

همه همسایه بدیدند ز کوته بامی

آن زبونم که اگر بر سر بازار بری

بی سخن مال مرا خاص شناسد عامی

دشمنم گر نتواند که ببیند نه عجب

دوست نیزم نتواند ز ضعیف اندامی

اوحدی‌وار به صد بند گرفتارم، لیک

تو در این بند ندانی که برون از دامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۷گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۸مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۹اگر هزار یکی زان جمال داشتمی
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۰دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۱نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۲ای تن و اندامت از گل خرمنی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۳سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۴ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.