پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۰

دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمی

مراد خویشتن از روزگار بستدمی

کجاست از لب شیرین یار تریاکی؟

که داد از آن سر زلف چو مار بستدمی

گر او نه با من بیچاره رستمی کردی

به زورش از کف اسفندیار بستدمی

اگر ز روی چو گل پرده بر گرفتی دوست

به خون لاله خطی از بهار بستدمی

لب چو شکر او گر شکار من گشتی

مراد خاطر ازو آشکار بستدمی

ز لعل اوستدم بوسه‌ای به طراری

و گر به طیره نرفتی هزار بستدمی

دلش بدادم و گفتم: شمار کن بوسه

بجست ورنه منش بی‌شمار بستدمی

اگر چه شرم همی داشت، من به بی‌شرمی

چه بوسها که از آن شرمسار بستدمی!

ز بهر بوسه در آورده بودمش به کنار

اگر چنانکه نکردی کنار، بستدمی

بر اوحدی اگر آن بی‌وفا نکردی زور

مراد این دل مسکین زار بستدمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۲ای تن و اندامت از گل خرمنی
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۳سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۴ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۵باز دوشم ز راه مهمانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۶تو ز آه من ار هراسانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۷چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا آن عشرت و آن کامرانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۹ز تو بی‌وفا چه جوییم نشان مهربانی؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.