پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۶

تو ز آه من ار هراسانی

چون دلم می‌بری به آسانی؟

بر دل ما مکن جنایت پر

که به ترکت کنیم اگر جانی

روز آن نیست ورنه هست مرا

با لبت رازهای پنهانی

دل ما را ز نعمت غم تو

هر شبی دعوتست و مهمانی

نوبت وصل ار به من برسد

راستی نوبتیست سلطانی

گر چه عیدیست مرگ ما بر تو

چون بمیریم، قدر ما دانی

بار من در گل غم افتادی

این زمان خر ز دور می‌رانی

در دلت چون توان که بگذارم؟

گر به پیشان جهی به پیشانی

گفته‌ای: اوحدی کدام سگست؟

سگ گم گشته، کش نمی‌خوانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۸خوشا آن عشرت و آن کامرانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۹ز تو بی‌وفا چه جوییم نشان مهربانی؟
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۰کاکل آن پسر ز پیشانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۱مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۲نسیم صبح، کرم باشد آن چنان که تو دانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۳حاصل از عشقت نمی‌بینم به جز غم خوردنی
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۴صبح دمی که گرد رخ زلف شکسته خم زنی
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۵عارت آمد که دمی قصهٔ ما گوش کنی؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.